«ایرلندیهای متحد» او ارائه شده است و شامل اطلاعاتی است که از کلونکوری گرفته شده است. او با اشاره به آقای لالس محترم، زمانی که در لندن جادو و طلسمات بود، میگوید: «هر ایرلندی که به خانه او رفت و آمد میکرد، توسط مأمورانی از یک اداره بالاتر از پلیس به دقت زیر نظر بود .» پلهام میگوید که کاپیتان بهترین دعانویس شهر دوورن را به همراه دعا لالس سوار بر بسته فرستاد تا بفهمد او در لندن به کجا میرود؛ و به نظر میرسد که در طول سفر خستهکننده آن روزها، لالس به مأموریت دوورن مشکوک درگز شده بود. عبارت «مأمور یک اداره بالاتر جادو و طلسمات از پلیس» در مورد ترنر که در طلسم آن زمان در لندن بود نیز صدق میکند.
کارآگاهی که در کنار لالس جوان در قایق پهلو گرفته بود، در کالسکه به سمت لندن با او نشست و گپ زد و سپس از او پیروی کرد، چه کسی بود؟ نامههایی که حاوی اطلاعات محرمانه هستند و با امضای «کاپیتان دوورن، شاهزاده بویون» امضا شدهاند، را میتوان در «اسناد کسلری» یافت. این شخصیت نماینده یک خانواده قدیمی و برجسته فرانسوی بود. شاهزاده که در طول انقلاب، میراث خود را توقیف شده میدید، به دنبال امرار معاش بود و به نظر میرسد که در این دعا مورد سختگیر نبود. کلونکوری دعا میگوید که وقتی فریمان در خانه یک دوست شب بخیر میگفت، میگفت: «من طلسم نویس وجدان ندارم که جاسوس بیچارهام را بیشتر در سرما بلرزانم.» پس از سال 1798، محل کار معمول دوورن جرسی بود، از آنجا که نامههای او در
«اسناد کسلری» تاریخگذاری شدهاند و ثمره جاسوسی، از جمله تمام تدارکات جنگی انجام شده توسط فرانسویها در برست، را ارائه میدهند. آقای فرود نامهای از پورتلند نقل میکند که بخشی از آن همان مضمون نامهی قبلی را دارد جادو و طلسمات بهترین دعانویس شهر و از کشف اسناد مهمی خبر میدهد که طلسم نویس «در اختیار آقای لاولس [کلونکوری] است نظرآباد که مستقیماً ارتباط او را با برخی از ناامیدترین اعضای حزب طلسم نویس جمهوریخواه در انگلستان و همچنین با کسانی که معمولاً با مأموران فرانسوی در هامبورگ در ارتباط هستند، نشان میدهد؛ و با این حال،» او ادامه میدهد، «در شرایط فعلی و با شواهدی از ماهیت آنچه دولت اینجا در اختیار دارد، هر چقدر هم که قوی و قاطع باشد، هیچ یک از طلسم این افراد را نمیتوان بدون افشای اسراری که برای
دولت بسیار مهم هستند و افشای آنها ممکن است امنیت دو پادشاهی را به خطر بیندازد، به محاکمه کشاند.»[102] اما اگرچه افراد اصلی را نمیتوان به دادگاه کشاند، اما بهتر بود که آنها را محکم نگه دارند تا بدین ترتیب توطئه ریشه کن شود. یکی از افراد مهم - استوارت از اکتون - قطعاً با قرار وثیقه جادو و طلسمات آزاد شد؛ اما او پسرعموی لرد کسلری بود. این شاهین شهر یادداشتهای خام نباید بدون اشاره به پاسخی به اظهارات مجرمانه پورتلند، که مرحوم لرد کلونکوری ثبت کرده است، به پایان برسد. هنگامی که «اسناد کسلری» منتشر شد، او هشتاد ساله بود و امید میرود که از حافظهای سالم برخوردار باشد؛ اما این یک راز آشکار است که کتابی که با عنوان «خاطرات شخصی لرد کلونکوری» شناخته میشود، توسط نویسندهای دعا کارکشته مرتبط با
مطبوعات توری دوبلین که معتقد بود کلونکوری در سال ۱۷۹۸ به اشتباه قضاوت شده است، کاملاً برای انتشار آماده شده و سبک آن در سراسر کتاب تقویت شده است. در مورد مدارکی که آقای ویکهام دعا ادعا کرده بود در اختیار من پیدا شده است، [قرار است لرد کلونکوری بنویسد] طلسم و با هدف نشان دادن ارتباط مستقیم من با برخی از ناامیدترین اعضای حزب جمهوریخواه در لندن و هامبورگ، اکنون رسماً [صفحه ۴۰]اعلام میکنم که من معتقدم این گفته صرفاً یک داستان تخیلی است و هیچ مدرکی پیدا نشده است، زیرا مشگین شهر تا جایی که من میدانم، هیچ مدرکی وجود نداشته که بتواند چنین گرایشی را داشته باشد، چه مستقیمتر و چه غیرمستقیمتر از، شاید، بلیط بازدید آرتور اوکانر، یا یادداشتی از اوکوگلی در پذیرش دعوت من به شام.[103] از
سوی دیگر، در نامهای به وزارت کشور، مورخ ۲۴ ژوئیه ۱۷۹۹، آمده است که گزارشهای شورشیان مرتباً به آقای لاولس در جادو و طلسمات معبد ارسال طلسم طلسم میشد، که «سرنوشت او،» اضافه شده، «در پاریس بسیار مایه تاسف است».[104] خود لرد کلونکوری اذعان میکند که در پاییز 1797 - اما بدون میل یا اطلاع خودش - به عنوان عضو هیئت اجرایی ایرلندیهای متحد انتخاب شد، «زمانی که برای اولین و تنها بار در جلسهای که در جکسونز در خیابان چرچ برگزار شد، شرکت کردم.»
کارآگاهی که در کنار لالس جوان در قایق پهلو گرفته بود، در کالسکه به سمت لندن با او نشست و گپ زد و سپس از او پیروی کرد، چه کسی بود؟ نامههایی که حاوی اطلاعات محرمانه هستند و با امضای «کاپیتان دوورن، شاهزاده بویون» امضا شدهاند، را میتوان در «اسناد کسلری» یافت. این شخصیت نماینده یک خانواده قدیمی و برجسته فرانسوی بود. شاهزاده که در طول انقلاب، میراث خود را توقیف شده میدید، به دنبال امرار معاش بود و به نظر میرسد که در این دعا مورد سختگیر نبود. کلونکوری دعا میگوید که وقتی فریمان در خانه یک دوست شب بخیر میگفت، میگفت: «من طلسم نویس وجدان ندارم که جاسوس بیچارهام را بیشتر در سرما بلرزانم.» پس از سال 1798، محل کار معمول دوورن جرسی بود، از آنجا که نامههای او در
«اسناد کسلری» تاریخگذاری شدهاند و ثمره جاسوسی، از جمله تمام تدارکات جنگی انجام شده توسط فرانسویها در برست، را ارائه میدهند. آقای فرود نامهای از پورتلند نقل میکند که بخشی از آن همان مضمون نامهی قبلی را دارد جادو و طلسمات بهترین دعانویس شهر و از کشف اسناد مهمی خبر میدهد که طلسم نویس «در اختیار آقای لاولس [کلونکوری] است نظرآباد که مستقیماً ارتباط او را با برخی از ناامیدترین اعضای حزب طلسم نویس جمهوریخواه در انگلستان و همچنین با کسانی که معمولاً با مأموران فرانسوی در هامبورگ در ارتباط هستند، نشان میدهد؛ و با این حال،» او ادامه میدهد، «در شرایط فعلی و با شواهدی از ماهیت آنچه دولت اینجا در اختیار دارد، هر چقدر هم که قوی و قاطع باشد، هیچ یک از طلسم این افراد را نمیتوان بدون افشای اسراری که برای
دولت بسیار مهم هستند و افشای آنها ممکن است امنیت دو پادشاهی را به خطر بیندازد، به محاکمه کشاند.»[102] اما اگرچه افراد اصلی را نمیتوان به دادگاه کشاند، اما بهتر بود که آنها را محکم نگه دارند تا بدین ترتیب توطئه ریشه کن شود. یکی از افراد مهم - استوارت از اکتون - قطعاً با قرار وثیقه جادو و طلسمات آزاد شد؛ اما او پسرعموی لرد کسلری بود. این شاهین شهر یادداشتهای خام نباید بدون اشاره به پاسخی به اظهارات مجرمانه پورتلند، که مرحوم لرد کلونکوری ثبت کرده است، به پایان برسد. هنگامی که «اسناد کسلری» منتشر شد، او هشتاد ساله بود و امید میرود که از حافظهای سالم برخوردار باشد؛ اما این یک راز آشکار است که کتابی که با عنوان «خاطرات شخصی لرد کلونکوری» شناخته میشود، توسط نویسندهای دعا کارکشته مرتبط با
مطبوعات توری دوبلین که معتقد بود کلونکوری در سال ۱۷۹۸ به اشتباه قضاوت شده است، کاملاً برای انتشار آماده شده و سبک آن در سراسر کتاب تقویت شده است. در مورد مدارکی که آقای ویکهام دعا ادعا کرده بود در اختیار من پیدا شده است، [قرار است لرد کلونکوری بنویسد] طلسم و با هدف نشان دادن ارتباط مستقیم من با برخی از ناامیدترین اعضای حزب جمهوریخواه در لندن و هامبورگ، اکنون رسماً [صفحه ۴۰]اعلام میکنم که من معتقدم این گفته صرفاً یک داستان تخیلی است و هیچ مدرکی پیدا نشده است، زیرا مشگین شهر تا جایی که من میدانم، هیچ مدرکی وجود نداشته که بتواند چنین گرایشی را داشته باشد، چه مستقیمتر و چه غیرمستقیمتر از، شاید، بلیط بازدید آرتور اوکانر، یا یادداشتی از اوکوگلی در پذیرش دعوت من به شام.[103] از
سوی دیگر، در نامهای به وزارت کشور، مورخ ۲۴ ژوئیه ۱۷۹۹، آمده است که گزارشهای شورشیان مرتباً به آقای لاولس در جادو و طلسمات معبد ارسال طلسم طلسم میشد، که «سرنوشت او،» اضافه شده، «در پاریس بسیار مایه تاسف است».[104] خود لرد کلونکوری اذعان میکند که در پاییز 1797 - اما بدون میل یا اطلاع خودش - به عنوان عضو هیئت اجرایی ایرلندیهای متحد انتخاب شد، «زمانی که برای اولین و تنها بار در جلسهای که در جکسونز در خیابان چرچ برگزار شد، شرکت کردم.»
- پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۴:۱۷
- ۳ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر