است، وجود دارد. این یک مورد است «آب، آب، همه جا، اما قطرهای برای نوشیدن نیست.» آنچه ما قبل از هر چیز از مبلغان دینی خود میخواهیم این است که آنها به شدت مذهبی باشند ؛ و با علم به این موضوع، و اینکه سایر مواهب و اکتسابها برای این منظور نسبتاً ناچیز هستند، عمداً آن بخش از جامعه را که در میان آنها این فیض ویژه و بسیار گرانبها، در هر صورت، طلسم نویس کمتر نادر است، از این مقام مقدس محروم میکنیم. [27] با این حال، دلایل این استثنا به اندازه کافی برای توضیح تاریخی این سوسنگرد ناهنجاری کافی است.
این دلایل دو نوع هستند که من آنها را به عنوان بد و خوب توصیف میکنم. یک تعصب بسیار ریشهدار وجود دارد که از زاهدان مسیحیت اولیه به ارث رسیده است، که در آن ایده[صفحه ۱۸۱]زنانگی با پیوندهای بسیار پست و فرومایهای مرتبط است. نادیده گرفتن این واقعیت در هرگونه بررسی جایگاه مذهبی جنس غیرممکن است؛ و بنابراین بهتر است صریحاً بگوییم که از این دیدگاه، به زن طلسم نویس بیشتر به عنوان فرستادهای از گودال نگاه میشود تا «دختر خداوند متعال»، و بیشتر به عنوان وسوسهای برای شور و اشتیاق زمینی تا یاری برای پاکی آسمانی. جنون زهد که در بیابانهای تباید پرورش یافت و در صومعههای یونان و ایتالیا به رشد کامل خود رسید - منشأ امیدیه تمام افسانههایی که «وسوسه سنت آنتونی » نمونهای از آنهاست، [28] - ردپای
تقریباً پاکنشدنی در سراسر ملل اروپا بر جای گذاشته است؛ البته بسیار شدیدتر در کلیساهای لاتین و یونانی که این متعصبان بیچاره را تقدیس کردهاند و هنوز هم آنها را به عنوان قدیس میشناسند.[صفحه ۱۸۲]بکارت طلسم در یکی از تختهای بهشت، نسبت طلسم به جوامع پروتستان، که در آن ازدواج همیشه در سطح اخلاقی با تجرد قرار گرفته است، کاملاً تبرئه شده است، و مارتین لوتر به خاطر محبت زناشوییاش به پیرزن سادهای که پرترهاش را چند سال پیش توسط لوکاس کراناخ در نمایشگاه استادان قدیمی در خانه برلینگتون دیدیم، کاملاً تبرئه شده است. [29] با این وجود، حتی در میان مسیحیان پروتستان، تصور خاصی، برعکس ایمان رامهرمز اجداد قدیمی توتون طلسم آنها، باقی مانده بهترین دعانویس شهر است که زنان به ذهن الوهیت نزدیکتر از مردان هستند.
بالاترین مقام مذهبی که یک زن میتواند به آن دست یابد، از نظر میلتون، نوعی تقوای نیابتی دعا بود - «مرد فقط برای خدا، زن برای خدا در او»؛ تیپی که با توجه به نوع نمایندگان الوهیت که برخی از نوادگان آدم به همسران خود ثابت کردهاند، به سختی میتوان آن بهترین دعانویس شهر را والا دانست. تأثیر والای ذهن سنت پل در ایجاد (همانطور که جادو و طلسمات رولند ویلیامز بیان میکند) فضای مذهبی که پروتستانها در آن تنفس میکنند،[صفحه ۱۸۳]و احساسات نیمهزهدگرایانهی رسول بزرگِ بهبهان مجرد نسبت به زنان، ظاهراً تمایل ارثی ساکسونها به تکریم آنها را خنثی کرده است. طلسم برخورد او با ازدواج (که در مقدمهی مراسم ازدواج مقدس در کتاب انگلیسی دعای مشترک بازتولید شده و ظاهراً قصد داشته نشان دهد که احساساتی که فرض میشود اساس معمول آن اتحاد
را تشکیل میدهند چقدر نامقدس هستند) مطمئناً تمایل داشته است که اعتبار و اعتبار کتاب مقدس را برای احساسات مربوط به چنین موضوعاتی که از نژادهای جنوبی و دورانهای خشنتر گرفته شده است، حفظ کند، و این احساسات میتوانستند در اروپای توتونی شده از بین بروند. با توجه به رفتار هیستریک مردان جادو و طلسمات نوکیش او، وقتی «هر دعا کس مزمور، آموزه، زبان، وحی و تفسیری دارد»، [30] میتوان کاملاً پذیرفت که احتیاط پولس قدیس در ممنوعیت سخنان زنانه در عبادت جاجرم عمومی را توجیه میکرد. اما تحجر ناخوشایندِ دستورالعملهای فعلی او، که به موجب آن (مانند بسیاری دیگر از گفتههای کتاب مقدس) به قوانینی برای همیشه و در هر تغییر شرایطی تبدیل شدهاند، با عواقب اسفناک همراه بوده است.
هیچ بهترین دعانویس شهر قانونگذار یهودی هرگز به مریمها و دبوراها، استرها و جودیتها، از نسل خود، دستور نداده است که «ساکت باشند» و سرهای کوچک خود را از دیگران پنهان کنند.[صفحه دعا ۱۸۴]در مورد «فرشتگان» یا هر کس دیگری در معبد یا جادو و طلسمات اردوگاه یا خارج از آن؛ و نتیجه این بوده است (همانطور که یک مقاله بسیار قابل توجه از یک خانم یهودی اشاره کرده است) [31] که زنان میهنپرست، قاضی و پیامبر نقشی والا و برجسته در کل تاریخ یهودیت ایفا کردهاند. اما (بیاحترامی نمیکنم) قرار بوده است که سنت پل مانند لویی چهاردهم عمل کند، زمانی که انجام هرگونه معجزه شفابخش دیگر در مقبره ابه پاریس را ممنوع کرد.
این دلایل دو نوع هستند که من آنها را به عنوان بد و خوب توصیف میکنم. یک تعصب بسیار ریشهدار وجود دارد که از زاهدان مسیحیت اولیه به ارث رسیده است، که در آن ایده[صفحه ۱۸۱]زنانگی با پیوندهای بسیار پست و فرومایهای مرتبط است. نادیده گرفتن این واقعیت در هرگونه بررسی جایگاه مذهبی جنس غیرممکن است؛ و بنابراین بهتر است صریحاً بگوییم که از این دیدگاه، به زن طلسم نویس بیشتر به عنوان فرستادهای از گودال نگاه میشود تا «دختر خداوند متعال»، و بیشتر به عنوان وسوسهای برای شور و اشتیاق زمینی تا یاری برای پاکی آسمانی. جنون زهد که در بیابانهای تباید پرورش یافت و در صومعههای یونان و ایتالیا به رشد کامل خود رسید - منشأ امیدیه تمام افسانههایی که «وسوسه سنت آنتونی » نمونهای از آنهاست، [28] - ردپای
تقریباً پاکنشدنی در سراسر ملل اروپا بر جای گذاشته است؛ البته بسیار شدیدتر در کلیساهای لاتین و یونانی که این متعصبان بیچاره را تقدیس کردهاند و هنوز هم آنها را به عنوان قدیس میشناسند.[صفحه ۱۸۲]بکارت طلسم در یکی از تختهای بهشت، نسبت طلسم به جوامع پروتستان، که در آن ازدواج همیشه در سطح اخلاقی با تجرد قرار گرفته است، کاملاً تبرئه شده است، و مارتین لوتر به خاطر محبت زناشوییاش به پیرزن سادهای که پرترهاش را چند سال پیش توسط لوکاس کراناخ در نمایشگاه استادان قدیمی در خانه برلینگتون دیدیم، کاملاً تبرئه شده است. [29] با این وجود، حتی در میان مسیحیان پروتستان، تصور خاصی، برعکس ایمان رامهرمز اجداد قدیمی توتون طلسم آنها، باقی مانده بهترین دعانویس شهر است که زنان به ذهن الوهیت نزدیکتر از مردان هستند.
بالاترین مقام مذهبی که یک زن میتواند به آن دست یابد، از نظر میلتون، نوعی تقوای نیابتی دعا بود - «مرد فقط برای خدا، زن برای خدا در او»؛ تیپی که با توجه به نوع نمایندگان الوهیت که برخی از نوادگان آدم به همسران خود ثابت کردهاند، به سختی میتوان آن بهترین دعانویس شهر را والا دانست. تأثیر والای ذهن سنت پل در ایجاد (همانطور که جادو و طلسمات رولند ویلیامز بیان میکند) فضای مذهبی که پروتستانها در آن تنفس میکنند،[صفحه ۱۸۳]و احساسات نیمهزهدگرایانهی رسول بزرگِ بهبهان مجرد نسبت به زنان، ظاهراً تمایل ارثی ساکسونها به تکریم آنها را خنثی کرده است. طلسم برخورد او با ازدواج (که در مقدمهی مراسم ازدواج مقدس در کتاب انگلیسی دعای مشترک بازتولید شده و ظاهراً قصد داشته نشان دهد که احساساتی که فرض میشود اساس معمول آن اتحاد
را تشکیل میدهند چقدر نامقدس هستند) مطمئناً تمایل داشته است که اعتبار و اعتبار کتاب مقدس را برای احساسات مربوط به چنین موضوعاتی که از نژادهای جنوبی و دورانهای خشنتر گرفته شده است، حفظ کند، و این احساسات میتوانستند در اروپای توتونی شده از بین بروند. با توجه به رفتار هیستریک مردان جادو و طلسمات نوکیش او، وقتی «هر دعا کس مزمور، آموزه، زبان، وحی و تفسیری دارد»، [30] میتوان کاملاً پذیرفت که احتیاط پولس قدیس در ممنوعیت سخنان زنانه در عبادت جاجرم عمومی را توجیه میکرد. اما تحجر ناخوشایندِ دستورالعملهای فعلی او، که به موجب آن (مانند بسیاری دیگر از گفتههای کتاب مقدس) به قوانینی برای همیشه و در هر تغییر شرایطی تبدیل شدهاند، با عواقب اسفناک همراه بوده است.
هیچ بهترین دعانویس شهر قانونگذار یهودی هرگز به مریمها و دبوراها، استرها و جودیتها، از نسل خود، دستور نداده است که «ساکت باشند» و سرهای کوچک خود را از دیگران پنهان کنند.[صفحه دعا ۱۸۴]در مورد «فرشتگان» یا هر کس دیگری در معبد یا جادو و طلسمات اردوگاه یا خارج از آن؛ و نتیجه این بوده است (همانطور که یک مقاله بسیار قابل توجه از یک خانم یهودی اشاره کرده است) [31] که زنان میهنپرست، قاضی و پیامبر نقشی والا و برجسته در کل تاریخ یهودیت ایفا کردهاند. اما (بیاحترامی نمیکنم) قرار بوده است که سنت پل مانند لویی چهاردهم عمل کند، زمانی که انجام هرگونه معجزه شفابخش دیگر در مقبره ابه پاریس را ممنوع کرد.
- سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ ۱۹:۰۹
- ۴ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر