همه‌چیز درباره دعانویس گلباف که کمتر کسی می‌داند

تگرگ و باران زیادی می‌گذشت که تپه‌ها را پنهان می‌کرد. در شمال شرقی، به سمت کانال سباستین گلباف فرضی، افق آنقدر مه‌آلود بود که امکان دید زیادی را فراهم نمی‌کرد. یک خلیج عمیق در آن جهت دیده می‌شد؛ اما دین اینکه آیا زمین بسته شده است یا اینکه کانالی در پایین وجود دارد، نمی‌توانستیم تشخیص دهیم. حجم جفر قابل توجهی از آب در جنوب دماغه سنت ولنتاین، پشت خلیج لوماس، مشاهده شد، اما وسعت آن به دلیل وجود تپه‌های لوماس از دید ما پنهان بود. به نظر می‌رسید که یک کانال باشد، که سمت مقابل یا شرقی آن توسط رشته‌کوه‌های

مرتفعی که قبلاً از پوینت سنت مری دیده شده بودند، تشکیل شده بود. بنادر سن آنتونیو و والدز کوردووا به وضوح دیده می‌شدند؛ اما در جنوب، همه دعا چیز در مه فرو رفته بود. جهت‌یابی و مشاهدات، که تقریباً دو ساعت وقت مرا گرفت، پس از اتمام، همگی به شکافی امن در صخره نزدیک به ایستگاهمان رفتیم، جایی که خیلی حاجت گرفتن زود توانستیم از انگشتانمان استفاده کنیم. [45] {۴۳} پس از رسیدن به هدفمان، شروع به پایین آمدن کردیم. در یک نقطه نسبتاً معتدل و دلپذیر، من دوباره علوم غریبه تئودولیت و فشارسنج را برپا کردم، در حالی که برخی از

دعا ابجد اعضای گروه تلاش‌های بی‌ثمری برای روشن فرشتگان کردن آتش انجام می‌دادند. رمل ارتفاع، طبق دعاگر فشارسنج، ۱۸۴۵ فوت از سطح جادوگر دریا بود؛ و جهت‌یابی از این ایستگاه بسیار بهتر از آن چیزی بود که از قله نمایان به دست آورده بودم. ظهر به چادرمان رسیدیم، هفت ساعت غیبت داشتیم. ساعت سه به ساحل رسیدیم، جایی که فشارسنج عدد ۲۹۳۱۲ (هوا ۶۱.۳ درجه، [۴۶] و جیوه ۶۲.۵ درجه) را نشان می‌داد. به جز نزدیکی دریا، جایی که تخته سنگ‌های رسی (بسیار شبیه به تخته سنگ‌های پوینت سنت آنا، اما با کیمیاگری شیب مخالف) خود را نشان بندر گز می‌دادند،

کناره تپه پوشیده از درختان و موکل جن درختان زیرین است و هیچ سنگی تا رسیدن به دره قابل مشاهده نیست. در اطراف قله کوه شماره ملا تارن، زمین لخت است، اما آنقدر با قطعات کوچک تجزیه شده پوشیده شده است که سنگ شیاطین جامد فقط گاهی اوقات ظاهر می‌شود: بسیار فرشتگان سخت است و با کافران شکستگی صدفی می‌شکند: برخی از نمونه‌هایی که جدا کردیم، آثار نامشخصی از بقایای آلی داشتند. همچنین، گره‌ها علوم غریبه یا توده‌های کوچک و گرد سنگ را که در حالت تجزیه پیشرفته‌ای قرار داشتند، از سنگی که در آن جادو قرار داشتند، بیرون زده بودند و به

شکل ورقه‌ای تا حدودی ذکر شبیه برگ‌های داخلی کلم، اجنه غیر مسلمان پوسیده می‌شدند، پیدا کردیم. چندین مورد با دقت آورده شدند، اما قبل از اینکه به کشتی برسیم، آنها به قطعاتی خرد شده بودند: هسته کاملاً سخت بود، اما توسط ورقه‌های متحدالمرکز احاطه شده بود، فاضل آباد که هر چه به سطح بیرونی نزدیک‌تر می‌شدند، شکننده‌تر می‌شدند. به نظر می‌رسید نسخ خطی که سطح قله{۴۴}قسمت ذکر شده در بالا با قطعات در حال تجزیه این گره‌ها پوشیده شده بود. بلندترین بخش‌های کوه، خط‌الرأسی را متون کهن تشکیل می‌دهند توسل که تعویذ از جنوب شرقی و شمال غربی امتداد یافته و توالی‌ای از لایه‌های سنگ

ورقه‌ای است که به سمت طلسمات شرق و با زاویه اعمال صالح ۱۵ یا ۲۰ درجه نسبت به افق شیب دارند. این لایه‌ها بسیار باریک هستند و توسط رگه‌ای از کوارتز که بخش زیادی از آن به صورت بلوری دعا است، از یکدیگر دعانویس جدا می‌شوند. حدود ساعت احضار هفت به کشتی رسیدیم و متوجه طلسم شدیم که کشتی هوپ و گروهش عملکرد خوبی داشته‌اند. سفر دریایی او با توجه به جغرافیای تنگه جالب بود و خلاصه‌ای از آن در ادامه آمده است. دستور آقای گریوز بررسی کانال سباستین بود؛ اما در صورتی که چیزی جالب‌تر برای جنوب شرقی می‌دید، به

او اجازه داده می‌شد که این خدمت را دعانویس عبادت کردن به فرصت دیگری موکول کند. کشتی هوپ از دعانویس تنگه عبور دعا نویسی کرد و در خلیج کوچکی که بین دو نقطه مذهب گالیکش بیرون‌زده دماغه والنتین تشکیل شده بود، لنگر انداخت، جایی که برخی از نقص‌های کشتی برطرف شد و زاویه‌های خوبی از قله دماغه به دست آمد، دعا از آنجا منظره‌ای زیبا وجود داشت. منطقه پست، مواج و خالی از درخت بود. از ایستگاهی در حدود دو مایل در خشکی، به سمت شرق، توده بزرگی از آب به سمت جنوب مشاهده شد که کانالی یا صدای عمیقی را تشکیل

جادو سیاه می‌داد و تصمیم گرفته شد که بررسی مقدس آن را ادامه دهند، طلسم نه اینکه خدمه را در خلیج عمیقی که قرار بود با کانال سن سباستین ارتباط برقرار کند، سوار بر کشتی‌ای که قابلیت‌های آن ناشناخته بود، به خطر بیندازند. چندین آتشدان
۰ ۰
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.