از آنها آب شیرین بود، دریا به بقیه نفوذ کرده بود و البته محتویات آنها را خراب کرده بود. آنها باران را از درهها دریافت میکنند و کشتیهای آببند که مرتباً در این ساحل رفت و آمد میکنند، به آنها بسیار وابسته هستند. خلیج سی بر در سفر نودالها، در سال ۱۶۱۸ کشف شد؛ آنها این مکان را توصیف میکنند، اما آنطور که شایسته است، شیطانی به آن شخصیت بسیار ضعیفی میدهند. آنها میگویند: توسل «این بندر برای اقامت کوتاه مدت بد نیست، زیرا عمق آب خوبی و کف زلالی دارد؛ جفت روحی اما در غیر این صورت هیچ چیز ندارد
که ارزش بازدید کشتی از آن را داشته باشد، زیرا نه چوب دارد و نه آب، که بیشتر کشتیها به آن دعانویس نیاز دارند.» نودالها این خلیج فرشته را «شیر دریایی» مینامیدند، به دلیل وجود شیرهای دریایی ( فوکا جوباتا ) فراوان در جزیره پنگوئنها. من نمیتوانم دلیل تغییر نام آن به خلیج دعانویس سی بر را مشخص کنم. در یکی از گشت و گذارهای آقای تارن به روستا، مریوان او جفر بادبانی را در نزدیکی خود مشاهده کرد که فکر کرد یک قایق شکار نهنگ است.{194}با این تصور که ممکن است در دعانویس کیمیاگری شماره ملا شرایط سختی باشد، اگر
نه یکی از آدلایدیها، آتشی روشن کرد تا توجه را دعا جلب کند. از آنجایی که علفها بسیار خشک بودند، به شدت شعلهور شدند و به سرعت در اطراف پخش دعا شدند، اما بدون ترس از اینکه ممکن است به ما آسیبی برساند؛ اما صبح روز بعد، جادو شعلههای آتش در بالای تپهها، پشت درهای که چادر ما در آن برپا شده بود، مشاهده موکل جن شدند و قایقی برای نجات آن و برداشتن ابزارها فرستاده شد. افراد ما تازه کشتی را ترک کرده بودند که نسیم خشکی که با خورشید طلوع میکرد، شعلهها را شعلهور کرد و با سرعت به
سمت دره سرازیر شد و قبل از اینکه قایق به ساحل برسد، عبادت کردن تمام بقایای چادر و چندین وسیله کماهمیت را سوزاند. سکستانت و افق مصنوعی که روی زمین دعا قرار داشت، از نابودی در امان ماند و خوشبختانه سوزن فروبرنده به کافران عرشه برده شد. قبل از اینکه آتش خودش را خاموش کند، تمام منطقه تا پانزده یا بیست مایل کاملاً از بین رفت، به طوری که تمام امید برای مشرکان تهیه گواناکو از بین رفت. قبل از آتشسوزی، آقای تارن رمل یکی را شلیک کرده بود. اما جادوگر چون لاشه جوان بود، فقط صد پوند علوم غریبه وزن داشت
و به زحمت فرستادن دعانویس پانزده مایل برای آن نمیارزید؛ با این حال، برای سرگرمی مردم، گروهی را فرستادم تا آن را به کشتی بیاورند و معلوم شد که متون کهن برای تهیه غذای تازه برای همراهان حاجت گرفتن کشتی کافی است. ما قبل بانه از آتشسوزی، چندین گله را شیاطین در فاصله چهار دعا مایلی کشتی دیده بودیم؛ اما منطقه آنقدر هموار و باز بود که این حیوانات خجالتی همیشه توسط دیدهبانان هوشیارشان از نزدیک شدن مردم ما مطلع میشدند. دیدهبان در پست خود آنقدر مذهب قدیس مراقب و هوشیار است که جوزم حتی برای غذا خوردن هم سرش را پایین
نمیآورد، و تنها با نهایت زیرکی و دقت میتوان به گله نزدیک شد. بهترین راه این جادو سیاه است که در نزدیکی آبشخورها پنهان شویم و منتظر آمدن طلسمات آنها برای نوشیدن آب باشیم. فرشتگان جوی کوچکی از آب شیرین از ساحل کافر به خلیج میریخت، که با تکهای از علف که آتش از کوهبنان اجنه غیر مسلمان آن محافظت کرده بود، احاطه شده بود. پس از مشاهده یک کلیسا گواناکو در حال آب خوردن، نگهبانی دادیم. اما چه حیوانات از آن آگاه بودند و چه نبودند، هیچکدام تا اعمال صالح صبح که حرکت کردیم، نیامدند، وقتی که یک گله کوچک کاملاً بیخیال به
آنجا رفتند، بدون شک ابتدا مطمئن شده بودند که هیچ خطری وجود ندارد.{195} کشتی کوچکی که آقای تارن دید، یک کشتی صید سیل آمریکایی بود که صبح روز بعد در خلیج لنگر انداخت. گذشته از گواناکوها و روباه که در بالا به آنها اشاره شد، هیچ چهارپایی ندیدیم، اگرچه دو یا سه نوع خاویار و پوما در این محله رایج هستند. از پرندگان، هیچ چیز جالبی دیده نشد، به جز یک سلیم ( Totanus fuscus ؟)، صدفگیر ( Hæmatopus niger، rostro rubro، دعا نویسی دعانویس pedibus albis ) و یکی از انواع تلخکهای شب که بسیار شبیه جوجههای پرنده اروپایی بود؛
[115] اما دعانویس این سه گونه قبلاً در پورت فمین یافت شده بودند. چندین مارمولک گرفته و نگهداری شدند. این سرزمین طلسم بسیار خشک و بایر، برای جادو سیاه هر نوع جانوری بسیار نامناسب است. خاک آن مانند خاکی است که قبلاً در مورد پورت
که ارزش بازدید کشتی از آن را داشته باشد، زیرا نه چوب دارد و نه آب، که بیشتر کشتیها به آن دعانویس نیاز دارند.» نودالها این خلیج فرشته را «شیر دریایی» مینامیدند، به دلیل وجود شیرهای دریایی ( فوکا جوباتا ) فراوان در جزیره پنگوئنها. من نمیتوانم دلیل تغییر نام آن به خلیج دعانویس سی بر را مشخص کنم. در یکی از گشت و گذارهای آقای تارن به روستا، مریوان او جفر بادبانی را در نزدیکی خود مشاهده کرد که فکر کرد یک قایق شکار نهنگ است.{194}با این تصور که ممکن است در دعانویس کیمیاگری شماره ملا شرایط سختی باشد، اگر
نه یکی از آدلایدیها، آتشی روشن کرد تا توجه را دعا جلب کند. از آنجایی که علفها بسیار خشک بودند، به شدت شعلهور شدند و به سرعت در اطراف پخش دعا شدند، اما بدون ترس از اینکه ممکن است به ما آسیبی برساند؛ اما صبح روز بعد، جادو شعلههای آتش در بالای تپهها، پشت درهای که چادر ما در آن برپا شده بود، مشاهده موکل جن شدند و قایقی برای نجات آن و برداشتن ابزارها فرستاده شد. افراد ما تازه کشتی را ترک کرده بودند که نسیم خشکی که با خورشید طلوع میکرد، شعلهها را شعلهور کرد و با سرعت به
سمت دره سرازیر شد و قبل از اینکه قایق به ساحل برسد، عبادت کردن تمام بقایای چادر و چندین وسیله کماهمیت را سوزاند. سکستانت و افق مصنوعی که روی زمین دعا قرار داشت، از نابودی در امان ماند و خوشبختانه سوزن فروبرنده به کافران عرشه برده شد. قبل از اینکه آتش خودش را خاموش کند، تمام منطقه تا پانزده یا بیست مایل کاملاً از بین رفت، به طوری که تمام امید برای مشرکان تهیه گواناکو از بین رفت. قبل از آتشسوزی، آقای تارن رمل یکی را شلیک کرده بود. اما جادوگر چون لاشه جوان بود، فقط صد پوند علوم غریبه وزن داشت
و به زحمت فرستادن دعانویس پانزده مایل برای آن نمیارزید؛ با این حال، برای سرگرمی مردم، گروهی را فرستادم تا آن را به کشتی بیاورند و معلوم شد که متون کهن برای تهیه غذای تازه برای همراهان حاجت گرفتن کشتی کافی است. ما قبل بانه از آتشسوزی، چندین گله را شیاطین در فاصله چهار دعا مایلی کشتی دیده بودیم؛ اما منطقه آنقدر هموار و باز بود که این حیوانات خجالتی همیشه توسط دیدهبانان هوشیارشان از نزدیک شدن مردم ما مطلع میشدند. دیدهبان در پست خود آنقدر مذهب قدیس مراقب و هوشیار است که جوزم حتی برای غذا خوردن هم سرش را پایین
نمیآورد، و تنها با نهایت زیرکی و دقت میتوان به گله نزدیک شد. بهترین راه این جادو سیاه است که در نزدیکی آبشخورها پنهان شویم و منتظر آمدن طلسمات آنها برای نوشیدن آب باشیم. فرشتگان جوی کوچکی از آب شیرین از ساحل کافر به خلیج میریخت، که با تکهای از علف که آتش از کوهبنان اجنه غیر مسلمان آن محافظت کرده بود، احاطه شده بود. پس از مشاهده یک کلیسا گواناکو در حال آب خوردن، نگهبانی دادیم. اما چه حیوانات از آن آگاه بودند و چه نبودند، هیچکدام تا اعمال صالح صبح که حرکت کردیم، نیامدند، وقتی که یک گله کوچک کاملاً بیخیال به
آنجا رفتند، بدون شک ابتدا مطمئن شده بودند که هیچ خطری وجود ندارد.{195} کشتی کوچکی که آقای تارن دید، یک کشتی صید سیل آمریکایی بود که صبح روز بعد در خلیج لنگر انداخت. گذشته از گواناکوها و روباه که در بالا به آنها اشاره شد، هیچ چهارپایی ندیدیم، اگرچه دو یا سه نوع خاویار و پوما در این محله رایج هستند. از پرندگان، هیچ چیز جالبی دیده نشد، به جز یک سلیم ( Totanus fuscus ؟)، صدفگیر ( Hæmatopus niger، rostro rubro، دعا نویسی دعانویس pedibus albis ) و یکی از انواع تلخکهای شب که بسیار شبیه جوجههای پرنده اروپایی بود؛
[115] اما دعانویس این سه گونه قبلاً در پورت فمین یافت شده بودند. چندین مارمولک گرفته و نگهداری شدند. این سرزمین طلسم بسیار خشک و بایر، برای جادو سیاه هر نوع جانوری بسیار نامناسب است. خاک آن مانند خاکی است که قبلاً در مورد پورت
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۱۰:۱۴ ۱۲ بازديد
- ۰ نظر
راهنمای کامل دعانویس گلدشت با تمرکز بر نتیجه