نه چندان برجسته است. سر دبلیو. گوست، که برای کسب اطلاعات در مورد شغل تشریفاتیاش به مگان نامه نوشته بود، احتمالاً از تاریخهایی که جادو و طلسمات اکنون ارائه میشوند، خوشحال بوده است. هوبند اسمیت فقید، به عنوان کمیسر محوطهسازی عوام با مگان خدمت میکرد. بهترین دعانویس شهر این انتصاب نسبتاً نامحبوب بود. طلسم ناآرامیهای سال ۱۷۶۶ که به اعدام پدر شیهی منجر شد، همگی از مقاومتی که در برابر اقدام مشابهی صورت میگرفت، سرچشمه گرفتند. از سال ۱۸۲۱ تا ۱۸۲۷، آقای گولبرن سمت پارس آباد دبیر کل ایرلند را بر عهده داشت و به احتمال زیاد، ادعاهای هر شخصی را که در سال ۱۸۹۸ خدمت مخفی انجام داده بود، به رسمیت میشناخت.
همین نکته در مورد نخستوزیر، لرد لیورپول، نیز صدق میکند که با سخاوت فراوان به خانواده رینولدزِ خبرچین کمک مالی میکرد. پس از مرگ آن شخص در سال ۱۸۲۷، جانشین او، آقای کانینگ، با امتناع از استخدام هر یک از جاسوسان سال ۱۸۹۸ در ادارات خود یا حتی عدم تأیید انتصابات لرد کسلری یا لرد لیورپول، محبوبیت کسب کرد. نامهی هابند اسمیت چنین است: پاسخ به دعا یادداشت و سوالات شما را به زمانی موکول کردم که بتوانم به برخی از اسنادی که در جادو و طلسمات رابطه با کمیسیون الحاق زمینهای بایر و اشنویه زمینهای عمومی در تالاگت، کیلسیلاگان و غیره حفظ کرده بودم، دسترسی پیدا کنم.
این قانون در جلسه دوم جورج چهارم دعا در سال ۱۸۲۱ تصویب شد. اعضای اصلی کمیسیون مورگان کرافتون، جیمز کلنسی و فرانسیس مگان، همگی وکیل دادگستری بودند. زمینهایی که قرار بود الحاق شوند عبارت بودند از: - در تالاگت، ۷۸۳ هکتار؛ کیلسیلاگان، ۱۵۰ هکتار؛ لاسک، ۳۲۰ هکتار بدون احتساب میدان مسابقه. این قانون، مالکان زمینهای مجاور، اربابان املاک و همچنین قانون الحاق عمومی مصوب سال ۴۳ بهترین دعانویس شهر جورج سوم را ذکر میکرد. جلسات اولیهی اعضای کمیسیون در رویال اکسچنج و جلسات بعدی در خانهی ویلیام دافیلد روک، وکیل برجسته، در خیابان مولزورث برگزار میشد. او همچنین در دنیای موسیقی به عنوان یک ویولونیست ماهر و تکاب عضو «باشگاه استیک گوشت گاو» شناخته میشد.
آقای مورگان[صفحه ۱۴۶] کرافتون در سال ۱۸۳۰ درگذشت و طبق قانون، اعضای بازماندهی کمیسیون موظف شدند نفر سومی را به جای او منصوب کنند. در فوریه ۱۸۳۱، من در جلسهای که در ۱۱ مارس ۱۸۳۱ برگزار شد، به عنوان عضو کمیسیون سوگند یاد کردم و این اولین باری بود که مگان را ملاقات کردم. آقای جیمز کلنسی وکیل دادگستری برجستهای بود که به خاطر رسالههای حقوقی توانمندش در این حرفه شناخته شده بود، از جمله یکی از افراد صاحبنظر در حقوق زن و طلسم نویس شوهر. در مورد سوال شما، میانگین کمال شهر مبلغ حقالزحمهای که حقوق مگان را تشکیل میداد چقدر بود؟ او حق داشت برای هر جادو و طلسمات روزی که اعضای کمیسیون برای پیشبرد قانون حضور داشتند، سه گینه در روز دریافت کند .
مگان و برادرانش اعضای کمیسیون از اختیارات زیادی برخوردار بودند، مانند بازجویی از شاهدان سوگند، تعیین هزینهها و اجرای حکم دعا جلب و غیره. در واقع، آنها نوعی دادگاه تشکیل داده بودند و دادگاهی تشکیل داده بودند که از طریق آن، با محدودیتهای طلسم خاصی، درخواست طلسم نویس تجدیدنظر به دادگاههای عالی ارائه میشد. به اعضای کمیسیون دستور داده شده بود که جادو و طلسمات جلساتی برگزار کنند و مجاز بودند بخشهایی از زمینها را که به نظر آنها برای تأمین هزینههای تصویب قانون و اجرای فردیس آن و همچنین برای انتقال اموال دعا ضروری بود، بفروشند. در لاسک است که سیستم تحسینبرانگیز محکومین ایرلندی، که بسیار خوب عمل کرده است، به طور کامل به اجرا درآمده است.
در مورد رفتار مگان، به نظرم خیلی بیتکلف و به قول معروف، بیتکلف میآمد. او در آن زمان مرد مسنی بود، ظاهری کاملاً جنتلمن، قدبلند، اما نسبتاً ساده و حتی ظاهری خشن داشت؛ شاید گاهی کمی بدخلق و کمحرف بود، و شاید چیزی او را تحت فشار قرار میداد که در بهترین دعانویس شهر موردش کم حرف میزد.[358] در مورد درآمد خصوصی او، هیچ دادهای وجود نداشت. [صفحه ۱۴۷]برای رسیدن به هر نتیجهای... او در جزیره آشر، نزدیک فور کورتس، محلهای که در آن زمان محل سکونت طبقهای بهتر از الان بود، اقامت داشت و هیچ بخشی از کمیسیون نبود که با دقت بیشتری در مورد امور او تحقیق کند.
آقای ماگان از نظر اجتماعی به عنوان فردی «سرش را بالا میگرفت» و با حس خوبی از افتخار توصیف میشد. در سالهای بعد، او بیش از حد حساس و گاهی گوشهگیر به نظر میرسید. او که در طول زندگی دوستان کمی داشت.
همین نکته در مورد نخستوزیر، لرد لیورپول، نیز صدق میکند که با سخاوت فراوان به خانواده رینولدزِ خبرچین کمک مالی میکرد. پس از مرگ آن شخص در سال ۱۸۲۷، جانشین او، آقای کانینگ، با امتناع از استخدام هر یک از جاسوسان سال ۱۸۹۸ در ادارات خود یا حتی عدم تأیید انتصابات لرد کسلری یا لرد لیورپول، محبوبیت کسب کرد. نامهی هابند اسمیت چنین است: پاسخ به دعا یادداشت و سوالات شما را به زمانی موکول کردم که بتوانم به برخی از اسنادی که در جادو و طلسمات رابطه با کمیسیون الحاق زمینهای بایر و اشنویه زمینهای عمومی در تالاگت، کیلسیلاگان و غیره حفظ کرده بودم، دسترسی پیدا کنم.
این قانون در جلسه دوم جورج چهارم دعا در سال ۱۸۲۱ تصویب شد. اعضای اصلی کمیسیون مورگان کرافتون، جیمز کلنسی و فرانسیس مگان، همگی وکیل دادگستری بودند. زمینهایی که قرار بود الحاق شوند عبارت بودند از: - در تالاگت، ۷۸۳ هکتار؛ کیلسیلاگان، ۱۵۰ هکتار؛ لاسک، ۳۲۰ هکتار بدون احتساب میدان مسابقه. این قانون، مالکان زمینهای مجاور، اربابان املاک و همچنین قانون الحاق عمومی مصوب سال ۴۳ بهترین دعانویس شهر جورج سوم را ذکر میکرد. جلسات اولیهی اعضای کمیسیون در رویال اکسچنج و جلسات بعدی در خانهی ویلیام دافیلد روک، وکیل برجسته، در خیابان مولزورث برگزار میشد. او همچنین در دنیای موسیقی به عنوان یک ویولونیست ماهر و تکاب عضو «باشگاه استیک گوشت گاو» شناخته میشد.
آقای مورگان[صفحه ۱۴۶] کرافتون در سال ۱۸۳۰ درگذشت و طبق قانون، اعضای بازماندهی کمیسیون موظف شدند نفر سومی را به جای او منصوب کنند. در فوریه ۱۸۳۱، من در جلسهای که در ۱۱ مارس ۱۸۳۱ برگزار شد، به عنوان عضو کمیسیون سوگند یاد کردم و این اولین باری بود که مگان را ملاقات کردم. آقای جیمز کلنسی وکیل دادگستری برجستهای بود که به خاطر رسالههای حقوقی توانمندش در این حرفه شناخته شده بود، از جمله یکی از افراد صاحبنظر در حقوق زن و طلسم نویس شوهر. در مورد سوال شما، میانگین کمال شهر مبلغ حقالزحمهای که حقوق مگان را تشکیل میداد چقدر بود؟ او حق داشت برای هر جادو و طلسمات روزی که اعضای کمیسیون برای پیشبرد قانون حضور داشتند، سه گینه در روز دریافت کند .
مگان و برادرانش اعضای کمیسیون از اختیارات زیادی برخوردار بودند، مانند بازجویی از شاهدان سوگند، تعیین هزینهها و اجرای حکم دعا جلب و غیره. در واقع، آنها نوعی دادگاه تشکیل داده بودند و دادگاهی تشکیل داده بودند که از طریق آن، با محدودیتهای طلسم خاصی، درخواست طلسم نویس تجدیدنظر به دادگاههای عالی ارائه میشد. به اعضای کمیسیون دستور داده شده بود که جادو و طلسمات جلساتی برگزار کنند و مجاز بودند بخشهایی از زمینها را که به نظر آنها برای تأمین هزینههای تصویب قانون و اجرای فردیس آن و همچنین برای انتقال اموال دعا ضروری بود، بفروشند. در لاسک است که سیستم تحسینبرانگیز محکومین ایرلندی، که بسیار خوب عمل کرده است، به طور کامل به اجرا درآمده است.
در مورد رفتار مگان، به نظرم خیلی بیتکلف و به قول معروف، بیتکلف میآمد. او در آن زمان مرد مسنی بود، ظاهری کاملاً جنتلمن، قدبلند، اما نسبتاً ساده و حتی ظاهری خشن داشت؛ شاید گاهی کمی بدخلق و کمحرف بود، و شاید چیزی او را تحت فشار قرار میداد که در بهترین دعانویس شهر موردش کم حرف میزد.[358] در مورد درآمد خصوصی او، هیچ دادهای وجود نداشت. [صفحه ۱۴۷]برای رسیدن به هر نتیجهای... او در جزیره آشر، نزدیک فور کورتس، محلهای که در آن زمان محل سکونت طبقهای بهتر از الان بود، اقامت داشت و هیچ بخشی از کمیسیون نبود که با دقت بیشتری در مورد امور او تحقیق کند.
آقای ماگان از نظر اجتماعی به عنوان فردی «سرش را بالا میگرفت» و با حس خوبی از افتخار توصیف میشد. در سالهای بعد، او بیش از حد حساس و گاهی گوشهگیر به نظر میرسید. او که در طول زندگی دوستان کمی داشت.
- پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۲۰:۳۹
- ۱ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر